من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

۱۳۸۹ مرداد ۶, چهارشنبه

گفتند شرف را از که آموختی، گفت از پان ترکها

از دوروز پیش که لیگ فوتبال ایران شده، موضوع شرافت بیشتر از خود فوتبال مهم شده انگار. دیروز که بازی پرسپولیس و تراکتور سازی به جنجال کشیده شد به دوستم در ایران زنگ ببینم جریان چی بوده... دوستم گفت که در بازی استقلال با شهرداری تبریز هر موقع خطایی میشد فحش "بیشرف" رو به بازیکن بدبخت میکشیدند و در بازی دیروز هم همه دیدند که چه شد. در اینکه ایران اسپانیا نیست و تماشاگران فوتبالش هم معمولا از طبقه پایین هستند و چند تایی ارازل و اوباش هم بینشون پیدا میشه شکی نیست، ولی این فحاشی بی دلیل از سوی تماشگران تبریزی واقعا نوبره. البته از دیروز تا حالا موجودات تازه الخلقه پانترکیست(که کاملا مطمئن هستم یک سریشون سری در طویله ولایت وقیح دارند و یک سریشون هم سر در آخور ولایت آنکارا) سعی در ماستمالی کردن ماجرا دارند و با وبلاگ های 5 دقیقه تاسیس شده باز به فحاشی به ایرانی و ایران پرداخته اند. البته من این ارازل و اوباش بی اختیار رو ایرانی نمیدونم همینطور که بسیجی و سپاهی رو ایرانی و آدم نمیدونم.
ولی این فحاشیهای خرکی پان ترکها دیگه داره واقعا خسته کننده میشه. آذربایجان هیچوقت جای این متوحشین نبوده نیست و نخواهد بود. آذربایجانی که جای دلیرمردانی مثل طالبوف تبریزی، احمد کسروی ووو بوده است هیچ سنخیتی با این متوحشین ندارد. جالبه این ارازل و اوباش با چشم بسته فقط حمله میکنند و به جای جواب دادن فقط مغلطه میکنند و دروغ میبافند (چقدر شبیه سربازان گمنام امام ته چاه تشریف دارن!نه؟؟؟).
از همه جالبتر (اینرو امروز کشف کردم که داشتم بالاترین رو چک میکردم) این پانترکها از صبح دسته جمعی شروع به فحاشی میکنند مثلا یکیشون!!! یک لینک میده و چند تایی میان بهش مثبت میدن و شروع به رجز خوانی میکنند، عجبااااا واقعا عقل و هوش این پان ترکها به اجداد مغولشون رفته! خب از کسانی که چنگیز خان مغول را اسطوره خودشون میدونن نمیشه بیشتر از این انتظار داشت.

برچسب‌ها:

0 نظر:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی